


آسایشگاه خیریه سالمندان و معلولين الزهراء نائين
مرکز نگهداری، آموزش و توانبخشی معلولین و سالمندان
بنیادی انسانی بر پایه نیات خیر مردم نیکوکار
غیردولتی، غیرانتفاعی، مردمی

| مقدمه |
|
مظلومانه نگاهت می کند در ﮊرفای نگاهش دریایی از پاکی و معصومیت
آمیخته با غمی مبهم موج می زند شاید می خواهد کلامی بر زبان بیاورد ولی یارای آن را ندارد. تنها با نگاه قدم هایت را تا خروجی دنبال می کند گویا می خواهد با نگاهش بفهماند که باز هم منتظر آمدنت هستم. به راستی آیا هرگز به موهبت والای سلامتی خود و فرزندانمان که از عنایات خاصه الهی است اندیشیده ایم؟به راستی با کدام معیار و با کدامین کلام می توان پدیده معلولیت را توجیح کرد؟ و متاسفانه در اطراف ما کم نیستند انسان هایی که مظلومانه و نا خواسته به این درد مبتلا هستند و جز انتخاب گوشه عزلت و تنهایی چاره ای ندارند و تنها به گذران عمر در آسایشگاه ها دل خوش دارند. به میان آنها برویم کسانی که با نگاه گرم و صادقانه شان بذر شکر و سپاس را در دلها می پاشند و لحظاتی هر چند اندک در دنیای کوچک و ناشناخته شان ناظر اعمال بی ریایشان باشیم و خود را شریک آلام درونیشان بدانیم. گوش کنید..صدای گریه هایم را می شنوید؟صدای ناله های مرا می شنوید؟بالهایم شکست و من در قالب انسان پا به زمین گذاشتم.به پاکی فرشتگان ،به صداقت تمام درستی ها ،به قداست تمام مقدسات و توانا تر از دعاهای شبانه. به سرزمینی که نگاه آدمیانش جز سنگینی بر بالهای شکسته ام سودی ندارد.خنده هایشان دلسوزانه و دشت نوازششان زخم مرا مرحم نیست. مرا نمی شناسید، من زخم خورده جدال زمانم، در یکی بود و یکی نبود دلها خدا مرا از جنس پاکی ها آفرید، در نهادم فقط عاطفه و احساسات دمید و شما در خیال خود مرا تشنه ی ذره ای احساسات می پندارید.من مخلوق کامل خدا، از شما ذره ای امید و مشتی نگاه خالصانه به وجودم می خواهم تا حال که بال شکسته ام ،مرا مجال رفتن به دنیای خود نمیدهد بتوانم در دنیایتان همچون شما زندگی کنم و لحظه لحظه، ماهی بی قرار دلم، که لایق اقیانوس بیکران هستی است،به دنیای کوچک شما عادت دهم.چشمهای ذهنتان را به سویم باز کنید و دستان یخ زده تواناییهایم را بگیرید و مرا به اوج خواسته هایم نزدیک کنید، باشد که خدا یم شما را مهمان دلش گرداند..... |
| صفحه اصلی |
| درباره ما |
| خدمات مرکز |
| گالری عکس |
| فروشگاه |